.::. مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی امین .::.

اعتیاد، آسیب ها و راهکارهای گریز از آن

۵ تیر روز جهانی مبارزه با مواد مخدر "«ابتدا گوش کن» شعار امسال روزجهانی مبارزه با مواد مخدر ابتکاری از دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد برای حمایت از پیشگیری از مصرف مواد مخدر برمبنای اصول علمی است که در سال 2020 انتخاب شده است."

تاریخ: 1399/04/05 - 00:43


نجات معتاد نجات فرد نیست ، نجات جامعه است

امام خمینی ( ره )

 

 ۵تیر روز جهانی مبارزه با مواد مخدر "«ابتدا گوش کن» شعار امسال روزجهانی مبارزه با مواد مخدر ابتکاری از دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد برای حمایت از پیشگیری از مصرف مواد مخدر برمبنای اصول علمی است که در سال 2020 انتخاب شده است."

 

اعتیاد، آسیب ها و راهکارهای گریز از آن

مقدمه

مواد مخدر، از مسائل مهم و جدی در سطح بین المللی است که از جنبه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فیزیولوژیک بدان توجه می شود. در ایران به دلیل همجواری با کشورهای تولیدکننده این مواد، مسئله مواد مخدر ابعاد گسترده تری دارد. ایران به دلیل استراتژیک، از گذشته پلی میان شرق و غرب بوده و با توجه به همسایگی با افغانستان به عنوان یکی از مهم ترین تولیدکنندگان مواد مخدر، همواره مسیری برای انتقال این مواد به ترکیه و از آنجا به کشورهای اروپایی برده است. مجاورت با افغانستان و ترانزیت مواد مخدر از راه ایران، از عوامل مهم مصرف مواد در ایران است؛ زیرا دسترسی به مواد مخدر آسان است. بنابراین، ایران از قربانیان اصلی مواد مخدر است و مصرف مواد مخدر، هر ساله جان بسیاری از ایرانیان را می گیرد و میلیاردها تومان ضرر به کشور وارد می کند. ازاین رو، هر ساله دستگاه های عضو ستاد مبارزه با مواد مخدر و مراکز علمی ـ پژوهشی و سازمان های غیردولتی در زمینه مبارزه با مواد مخدر، پیشگیری از اعتیاد و درمان معتادان، فعالیت های بسیاری انجام می دهند.

 

از کارهای مهم در زمینه مبارزه با مواد مخدر به ویژه در ایران با توجه به آمار بالای اعتیاد، شناخت جنبه های گوناگون مصرف مواد مخدر است. با شناخت درست ابعاد این مسئله، می توان مبارزه با مواد مخدر را به سامان تر، هماهنگ تر و مفیدتر پی گیری کرد.1 در سال های اخیر هم زمان با کنترل ورودی مواد به ایران، کارهای آموزشی و فرهنگ سازی در مبارزه با این مواد نیز صورت گرفته است. با این دیدگاه علمی، می توان امیدوار بود خودمهارگری انسان ها، زمینه هر گونه سوء استفاده دشمنان از حربه مواد مخدر را از بین ببرد.

 

هدف این نوشتار آن است که با ریشه یابی علمی گرایش به مواد مخدر، رویکردی پیشگیرانه داشته باشیم و با بهره مندی از توانایی های خانواده ها، از گرفتار آمدن افراد به ویژه جوانان و نوجوانان در این دام تباهی جلوگیری کنیم. البته باید یادآور شد مصرف مواد مخدر، پدیده ای جهانی است و به ندرت کشوری با این معضل روبه رو نیست. روند مصرف مواد مخدر به ویژه در نوجوانان، نشانه هایی از گسترش مواد مخدر را در کشورها نشان می دهد. بر اساس گزارش سالانه برنامه کنترل مواد مخدر سازمان ملل، حداقل 134 کشور در سال های دهه 1990 با مشکل سوء مصرف مواد مخدر روبه رو بوده اند.2 بنابراین، می توان به دلیل نام گذاری روزی با عنوان روز جهانی مبارزه با مواد مخدر به خوبی پی برد؛ روزی که همه جهانیان، نگاهی دقیق تر به این معضل اجتماعی خواهند داشت.

1. هوارد ابادینسکی، مواد مخدر؛ نگاهی اجمالی، ترجمه و تدوین: محمدعلی زکریایی، ص7.

2. فرشاد بهاری، اعتیاد، مشاوره و درمان، ص14.

 

دیدگاه جامعه شناختی اعتیاد

نظریه های جامعه شناختی، ساختارهای اجتماعی و رفتار اجتماعی را بررسی می کنند. بنابراین، مصرف مواد را در یک بافت اجتماعی مطالعه می کنند. دیدگاه جامعه شناختی مصرف مواد را تا اندازه زیادی پی آمد اوضاع و روابط اجتماعی می داند که موجب ناامیدی، ناکامی، محرومیت و احساس عمومی از خودبیگانگی در میان بخش های آسیب پذیر جامعه می شود. (بیرناکی، 1986)

 

مؤسسه ملی مصرف مواد مخدر (1987)، عواملی را که سبب مصرف مواد مخدر در افراد به ویژه جوانان می شود، به طور خلاصه بیان کرده است. این عوامل بیشتر در محیط های اقتصادی ـ اجتماعی محروم یافت می شود و عبارتند از:

 

خانواده هایی که اعضای آنها سابقه مصرف الکل یا جرم و رفتار غیراجتماعی دارند؛

 

سرپرستی ناقص والدین با واکنش هایی که از سهل انگاری تا خشونت در نوسان است؛

 

والدین آلوده به مصرف مواد مخدر؛

 

دوستی با مصرف کنندگان مواد مخدر؛

 

بچه هایی که در سال های آخر تحصیلات ابتدایی ناموفق بوده اند و در نوجوانی نیز به مدرسه رفتن علاقه ای ندارند؛

 

بچه های از خودبیگانه و ناآرام؛

 

رفتار غیراجتماعی در اوایل نوجوانی به ویژه رفتار پرخاشگرانه.1

 

1. مواد مخدر؛ نگاهی اجمالی، صص 205 و 206.

 

آسیب های اعتیاد

1. فروپاشی خانواده

اعتیاد که امری روان شناختی و جسمی است، سومین عامل اختلاف میان زوجین و درخواست طلاق در ایران است و 18 درصد موارد علت درخواست طلاق را تشکیل می دهد. اعتیاد موجب بروز رفتارهای ناهنجار و در نتیجه ناسازگاری می شود. با ورود اعتیاد به خانواده، پدر که اغلب اعتیاد از او آغاز می شود، برای حفظ رابطه همسری و جلوگیری از فروپاشی خانواده، همسر را نیز به مشارکت در مصرف مواد تشویق می کند. البته بررسی ها نشان می دهد بسیاری از زنان با بردباری و استواری تا آخرین نفس برای نجات خانواده از دام اعتیاد می کوشند. آنان به دلیل ترس از آبروریزی و پرهیز از رسوایی، دم فرو می بندند و با شرایط خو می گیرند و مشکلات اقتصادی شدیدی را تحمل می کنند. با نفوذ اعتیاد به خانواده، زن یا راه ناسازگاری و طلاق را پیش می گیرد یا مهره ای دست آموز و انعطاف پذیر می شود که ممکن است به رفتارهای ناهنجار دیگری نیز کشیده شود. ارکان خانواده در این شرایط به سستی و تزلزل می گراید و خانه به محیطی ناامن تبدیل می شود. در این گونه خانواده ها، سرنوشت کودکان به گونه ای نامطلوب و خطرناک رقم می خورد و زمینه بزهکاری بر اثر همانندسازی با والدین، در آنان فراهم می شود.1

 

1. محمدرضا سالاری فر، خانواده در نگرش اسلام و روان شناسی، صص140 و 141.

 

2.مواد مخدر و جرم

بی شک، همبستگی بالایی میان مصرف مواد مخدر و جرم ناشی از مواد مخدر وجود دارد. (گاندوسی و دیگران1980؛ بی. دی. جانسون و دیگران1985؛ نارکو و دیگران1985؛ اینشیاردی 1986؛ ویش و جانسون1986) در مطالعه ای مشخص شد آزمایش مصرف تازه مواد مخدر غیرقانونی، در بیش از نیمی از مردان دستگیرشده در 12 شهر مهم، مثبت بوده است. بر اساس پژوهش های گوناگون، بیشتر خلافکاران بزرگ، جزو مصرف کنندگان پرمصرف مواد نیز بوده اند. (ویش، 1990: 330)1

1. مواد مخدر؛ نگاهی اجمالی، ص30

 

3.مواد مخدر و خشونت

اداره بررسی پزشکی دیترویت گزارش داد در نمونه خون 37 درصد از قربانیان آدم کشی شهری، کوکائین وجود داشته است. این بررسی نشان می دهد مصرف کنندگان کوکائین نیز درگیر رفتارهای خطرناک می شوند. فردی که می خواهد مرتکب جرایم خشونت آمیزی چون دزدی شود، ممکن است برای کسب شجاعت الکل یا مواد تحریک کننده مصرف کند؛ زیرا الکل در دُز پایین به عنوان ماده ای محرک عمل می کند. (هانت، 1983)

 

در فرآیند عمومی و نیز در پژوهش های اجتماعی، رابطه میان مصرف مواد مخدر و خشونت تأیید شده است. (پی گولدستین، 1985: 494) پژوهش ها نشان می دهد مصرف کنندگان کراک بیشتر مرتکب جرائم در برابر اشخاص می شوند تا دارایی ها. همچنین به ظاهر، فروشندگان کراک پرخاشگرتر از فروشندگان دیگر مواد مخدر هستند و پرخاشگری آنها به معامله مواد مخدر محدود نیست. (بلنکو و چین، 1989؛ فاگان و چین، 1991). کودکان کتک خورده یا کشته شده به دست والدین مصرف کننده کراک تأییدکننده این نظر است. (کر، 1988)

 

 

4. ابتلا به بیماری های روانی

مواد مخدر بر سیستم لیمبیک تأثیر بسیاری می گذارد. سیستم لیمبیک، مرکز احساسات انسان شناخته شده است. قشر مغز تأثیر اندکی بر لیمبیک دارد و این تأثیر از طریق تالاموس اعمال می شود. پژوهش ها صورت گرفته در مؤسسه علوم تندرستی فیلادلفیا نشان می دهد اعتیاد با تغییرات خلقی پایدار، ارتباط بسیاری دارد. در پژوهش روی 157 معتاد مرد و 54 معتاد زن، این نتایج به دست آمده است: افسردگی با اضطراب 31.1٪، سندروم های بی تفاوتی 22.5٪، افسردگی با پرخاشگری16٪، افسردگی با بی حالی و رکود 8.5٪، پارانوئید (بدبینی) در 6٪و کاهش عاطفه در 5.7٪.1

 

در مصرف کنندگان الکل و مواد مخدر چند اختلال روانی شایع است. برخی نشانه های این اختلالات عبارتند از:

 

1. افسردگی: افسردگی شدید نشانه هایی بیشتر از داشتن خلق پایین یا احساس غمگینی دارد. در این بیماری فرد بیش از دو هفته به طور پیوسته احساس غمگینی شدید یا کسل بودن دارد. همچنین فرد افسرده، احساس ناامیدی، دید منفی نسبت به خود و دیگران و آینده، مشکل تمرکز حواس، کناره گیری از دیگران، افزایش یا کاهش خواب، افکار درباره مرگ یا خودآسیبی، احساس شدید گناه و انگیزش پایین را تجربه می کند.

 

2. اختلال دو قطبی: اختلال دو قطبی برای افسردگی ـ شیدایی استفاده می شود. این اختلال روانی منجر به نوسانات خلقی شدیدی می شود که با تغییرات روزمره طبیعی در خُلق، متفاوت است. این نوسانات خلقی از احساسات شدید وجد و شعف و اطمینان به نفس تا نشانه های افسردگی دامنه دارد. وقتی خلق شخص بالاست، اعتماد به نفس شدید و کاذب، افکار غیرمنطقی، مسابقه افکار و میل اندک به خواب و خوراک دارد و وقتی خلق شخص پایین است، نشانه های مرضی افسردگی را بروز می دهد.

 

3. اختلال اضطراب: اختلالات اضطرابی با تجربه اضطراب روزمره که اضطراب خفیف حرف زدن در جمع گفته می شود، متفاوت است. این نوع اضطراب شامل نگرانی شدید، تنش یا ترس شدید، اشکال در تمرکز حواس، دوری یا کناره گیری از دیگران، دوری از قرار گرفتن در موقعیت های همراه با اضطراب و وسواس فکری درباره احساس دلهره است.

 

4. استرس روان خراش: استرس روان خراش، از تجربه روان خراش در هر لحظه از زندگی سرچشمه می گیرد. این احساس از سوء استفاده جسمی، جنسی، عاطفی یا تجربه دیدن واقعه تهدیدکننده ای در زندگی ناشی شده است. کسانی که دچار استرس روان خراش هستند، با کابوس های شبانه و یادآوری خاطرات، این تجربه را دوباره زنده می کنند، در خوابیدن مشکل دارند و احساس می کنند با دیگران تفاوت دارند. این نشانه های مرضی می توانند چنان شدید یا طولانی باشند که به زندگی روزمره فرد آسیب بسیاری برسانند.

 

5. اختلال بیش فعالیهمراه با نقص در توجه: این اختلال اغلب در بچه ها دیده می شود، ولی بزرگ سالان نیز ممکن است نشانه های مرضی آن را بروز دهند. فردی که دچار این اختلال است، به ظاهر عادی به نظر می رسد، ولی در حفظ توجه و تمرکز روی امور مشکل دارد. او ممکن است نتواند مدت طولانی در جایی ثابت بنشیند، تمرکز حواس داشته باشد یا کاری را که شروع کرده است، تمام کند. این نشانه های مرضی ممکن است به مشکلاتی در مدرسه یا کار بینجامد.2

 

1. حامد اختیاری، راهنمای شناخت و درمان اعتیاد در ایران، ص 65.

 

2. اعتیاد، مشاوره و درمان، صص176 و 177.

 

انگیزه های روی آوری به مواد

بر اساس یافته های پژوهشگران، افراد با این اهداف به مصرف مواد مخدر روی می آورند:

 

لذت بردن از صحبت با دیگران و افزایش شأن اجتماعی خود؛

 

گریز از مشکلات و خودداری از روبه رو شدن با ناراحتی ها؛

 

جای گزینی هیجان به جای کسالت؛

 

ایجاد حس لذت یا شادمانی؛

 

ایجاد احساس رهایی و جدا شدن از واقعیت؛

 

ایجاد حس اعتماد به نفس و قدرت؛

 

تجربه کردن سردرگمی و گیجی؛

 

ارضای میل به مصرف(ناشی از مصرف قبلی)؛

 

ایجاد حس شادابی، سر حال آمدن و آرامش؛

 

افزایش میزان آگاهی و تحریک احساسات؛

 

دریافتی تازه از واقعیت روزمره؛

 

کاهش تنش و تسکین درد؛

 

برطرف کردن ترس و کاهش اضطراب؛

 

بیان آزادانه خود؛

 

تحریک و افزایش میزان بهره وری؛

 

از بین بردن افسردگی.1

 

1. کارل پیکهارت، کلیدهای پیشگیری و مقابله با اعتیاد در نوجوان و جوان، ترجمه: مسعود هومان، صص22و23.

 

کاستن از فشارهای روحی

آرام بخش هایی مانند هروئین از تولید هورمون های استرسی و واسطه های عصبی مربوط به استرس جلوگیری می کند. فردی که برای درمان فشارهای روحی، به آرام بخش ها روی می آورد، این مواد را لذت بخش می یابد و در نتیجه، معتاد می شود. اغلب افرادی که فشار روحی ندارند، با آنکه زمان طولانی هروئین مصرف می کنند، معتاد نمی شوند و بیمارانی که برای تسکین درد خود مرفین تزریق می کنند، پس از گذشت زمان، میزان مرفین تزریقی را افزایش نمی دهند و پس از فروکش کردن درد، به مرفین عادت نمی کنند و تمایلی به مصرف ماده مخدر ندارند. (پیل: 1985 و روزنتال: 1993)1

 

یک بررسی نشان می دهد از 12هزار بیماری که برای کاهش درد از مواد آرام بخش استفاده کرده اند، فقط چهار نفر از آنها به مواد مخدر معتاد شده اند. حتی استفاده درازمدت از مرفین نیز به ندرت اعتیادآور است. در مطالعه ای که روی 38 بیمار با درد مزمن صورت گرفت، با آنکه بیشتر آنها چهار تا هفت سال ماده آرام بخش مصرف کرده بودند، فقط دو بیمار معتاد شدند که هر دوی آنها سابقه سوءمصرف مواد مخدر داشتند.

 

معتادانی که می کوشند دیگر مواد مخدر مصرف نکنند، با دقت در وضعیت زندگی اعتیادی خود، می توانند در مقابل تمایل به خرید مواد، مقاومت کنند. آنها می توانند ماه ها در محلی که پیش از این، مواد می خریدند، قدم بزنند و تسلیم نشوند. با این حال، بازگشتی ناگهانی به حالت اولیه وجود دارد که معتادان آن را با شرایط محیطی چون اوضاع کاری من خوب نبود یا دچار شکست عشقی شدم و مانند آن توجیه می کنند. گاهی مشکل بسیار ساده است، برای مثال، شخص به دلیل محرومیت از تأمین اجتماعی معتاد شده است.

 

به ظاهر، بازگشت به حالت اولیه؛ یعنی اعتیاد، در پاسخ به شرایطی است که بیشتر مردم آنها را تنش های آرام می دانند و این نشان می دهد معتادان در مقایسه با افراد غیرمعتاد بسیار حساس تر هستند. این حساسیت ممکن است پیش از آنکه سوءمصرف کنندگان، شروع به مصرف ماده مخدر کنند، وجود داشته باشد و در شروع مصرف ماده مخدر نقش داشته باشد یا ممکن است نتیجه آثار مصرف مستمر ماده مخدر بر مغز یا ترکیبی از هر دو باشد. (به نقل از: جین کرکی درستوکز، 1999: 13) به هر حال، مصرف مستمر هروئین ممکن است حساسیت بالا به فشارهای روانی را افزایش دهد و پس از محو شدن آثار هروئین، چرخه مصرف مواد مخدر ادامه یابد.

 

پژوهش ها نشان می دهد طی دوره ترک مواد مخدر، سطح هورمون های استرس در خون بالا می رود و واسطه های عصبی مربوط به استرس در مغز رها می شود. این مواد شیمیایی موجب درک عواطف بسیار ناخوشایندی می شود و معتاد را به سمت جذب بیشتر مواد مخدر سوق می دهد و از آنجا که تأثیر هروئین فقط تا شش ساعت باقی می ماند، معتادان در هر روز سه تا چهار بار نشانه های ترک را تجربه می کنند. این یک کلید خاموش و روشن همیشگی برای سیستم های استرسی بدن به وجود می آورد و حساسیت بالایی را افزایش می دهد؛ حساسیت هایی را که این سیستم ها پیش از آنکه شخص مصرف مواد مخدر را شروع کند، داشته اند. بنابراین، مواد شیمیایی مربوط به استرس جزو گروهی از مواد هستند که با کوچک ترین تحریکی به وفور رها می شوند. (کریک درستوکر، 1999)2

 

1. مواد مخدر؛ نگاهی اجمالی، ص107.

2. مواد مخدر؛ نگاهی اجمالی، ص109.

 

زمینه های عمومی اعتیاد

1.ژنتیک

نقش ژنتیک در اعتیاد چندان معتبر نیست، البته آن را نیز رد نکرده اند. در برخی منابع به ماده ای به نام(T.H.I.Q) اشاره شده است که به گونه ای ژنتیکی در مغز معتادان و الکلی ها وجود دارد. افزون بر آن، بررسی های آماری نشان داده کودکانی که پدرانی الکلی داشته اند، بیشتر الکلی شده اند.1

 

1. راهنمای شناخت و درمان اعتیاد در ایران، ص62.

 

2.ناهنجاری های شخصیتی

گرایش های آدمی، در مسائل گوناگونی ریشه دارد. از انتخاب انسان ها می توان به درون و شخصیت آنها به خوبی پی برد. خداوند در قرآن کریم، رفتارها و انتخاب های انسان را معرّف شخصیت و شاکله درونی وی می داند و می فرماید: «قُلْ کلٌّ یعْمَلُ عَلی شاکلَتِهِ؛ بگو هر کس بر حسب ساختار عجل الله تعالی فرجه الشریف روانی و بدنی ] خود عمل می کند.» (اسراء: 84) ازاین رو، گرایش به مواد مخدر، مانند دیگر گرایش ها می تواند بر اثر وجود زمینه ها و حتی داشتن شخصیتی ویژه باشد. به عقیده روان شناسان، برخی افراد، مستعد ابتلا به مصرف مواد مخدر هستند. کارشناسان درباره شناسایی اشخاصی که بیشترین احتمال اعتیاد برای آنان وجود دارد، به بحث و بررسی پرداخته اند. چنین دانشی بسیار مفید خواهد بود؛ زیرا به پزشکان در حفاظت از بیمارانی کمک می کند که در معرض بیشترین تهدید اعتیاد قرار دارند. برای نمونه گفته شده است بیشتر معتادان مشکل شخصیتی دارند که موجب بروز مشکلات اجتماعی می شود. این مسائل اجتماعی موجب پیدایش نیاز آنان به روی آوردن به مواد مخدر و پناه بردن به دیگر دست آویزهای خارجی می گردد.

 

درباره خجالتی، حساس و عصبی بودن افرادی که معتاد می شوند، بسیار بحث شده است. این گونه افراد ممکن است به ظاهر خود را خوددار و قوی نشان دهند، ولی در باطن به علت هیجان ها، ناآرام هستند و به شدت، به عشق و محبت نیاز دارند. این افراد، ممکن است در ایجاد رابطه نزدیک با افراد دیگر مشکلاتی داشته باشند و تصور کنند مواد مخدر با ایجاد آرامش و اطمینان، به ایشان کمک و احساس تنهایی و ناامنی آنها را به آرامش بدل می کند.

 

دیگر روان شناسان بر این باورند که معتادان، اغلب بی کفایت هستند یا احساس حقارت می کنند. ازاین رو، به کمک مواد مخدر نیاز دارند؛ زیرا خود را در برآوردن انتظارات اجتماعی ناموفق می بینند. این گروه از معتادان می گویند در نتیجه شکست در تأمین انگیزه های والدین خود، به مواد مخدر روی آورده اند. این افراد از احساس گناه شدید رنج می برند، بسیار کار می کنند و در معرض انتقاد قرار دارند. این گونه افراد هیچ گونه اعتمادی به خود ندارد یا اعتماد به نفسشان کم است و ممکن است بسیار بیشتر از آنچه فکر می کنند، موفق باشند. آنان اغلب، تحت تأثیر احساس شدید ناامنی دائمی و شکست شخصی قرار دارند. همچنین، ممکن است از احساس ناگفتنی و حتی ناخودآگاه عصبانیت علیه یکی یا هر دو والدین خود رنج ببرند. افزون بر این، بیشتر معتادان رفتار کودکانه دارند، افسرده هستند و رفتارشان افراطی است. آنان از هوش سرشاری برخوردارند، از ناتوانی خود در کسب موفقیت احساس شکست می کنند، افرادی نامنظم هستند، از مقررات سرپیچی می کنند و در رویارویی با فشار زندگی ناتوان و اغلب، بیش از اندازه پرتوقع هستند. به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران اگر قرار باشد معتاد فقط با یک واژه توصیف شود، آن واژه نابالغ است.1

 

برخی دیدگاه های روان شناسی درباره مصرف مواد مخدر، بر شخصیت مبتنی است. اعتیاد به مواد مخدر، اختلالی شخصیتی و از انواع سازگاری بی ثمر در زندگی است که افراد با گرایش های شخصیتی خاص ممکن است تحت شرایط مناسب دستیابی و تساهل فرهنگی ـ اجتماعی، آن را برگزینند. (اوسوبل، 1978: ص 770؛ روبرت گلایک، 1976: ص 31) می گوید: ادبیات روان شناختی از چنین استنتاجی حمایت می کند که معتادان به مواد مخدر دارای کمبود در سندرم های عمده روان پزشکی و روان رنجوری، کثرت اختلالات شخصیتی و اختلالات خاص هستند.

 

معتادان ویژگی هایی چون عزت نفس پایین، سرکشی، تمرد، عملکردهای آنی و ناتوانی در کنترل رفتار دارند. فرد معتاد خواستار زندگی هیجان انگیزی است که نیروی او در آن تأثیر بسیاری داشته باشد. برای مثال، مشکل ساده ای را که در اداره برایش رخ داده است، با مست رفتن به خانه پیچیده می کند. فردی که عوامل داخلی بر رفتارش مؤثر است، احساس می کند بر سرنوشت خود حاکم است و کسی او را به کاری وادار نمی کند و در حقیقت، احساس آزادی می کند، ولی معتاد که عوامل خارجی روی ذهنیت او تأثیر زیادی دارد و در معرض ترحم و بخشش محیط قرار می گیرد، معتقد است: «تا زمانی خوشبختم که همسرم با من مهربان باشد. اگر او مرا ترک کند، مجبورم الکل بخورم تا آن وضع را تحمل کنم».

 

محل عامل کنترل رفتار، یعنی درونی یا بیرونی بودن آن، فاکتور مهمی برای پیش گویی موفقیت درمان است. هر برنامه ترک اعتیاد باید به این عامل توجه کند و بکوشد آن را به داخل فرد منتقل و در اصطلاح درونی کند.2

 

در یک بررسی جامع از آزمون روان شناختی معتادان به هروئین، مشخص شد این معتادان افرادی تهاجمی، متوقع، خصومت گر، عصیانگر، بی مسئولیت، بازیگوش و خوش گذران و شتاب زده هستند. البته اغلب این ویژگی ها در قهرمانان برجسته نیز دیده می شود. مصرف کنندگان مواد مخدر، به آداب و رسوم اجتماعی بی توجه و فاقد کنترل و بینش، ناتوان از حفظ تعهدات فردی طولانی و نیازمند تجارب متعدد و غیرمعمولی هستند.3

 

بخشی از دلایل یک فرد معتاد برای مصرف مواد مخدر، فرضی و ناشی از روابط مشکل زا در خانواده، تربیت های نامناسب، نبود الگوهای سالم، انتظارات متناقض والدین از افراد و فقدان عشق و احترام در افراد است. از نظر روان شناختی، شخصیت نابالغ وابسته به مواد مخدر، براساس سطح اولیه یا براساس اصل لذت، به دنبال رضایت و خشنودی است و مصرف مواد را تقویت کننده رفتار خود می داند. او نسبت به پی آمدهای منفی و طولانی مدت رفتار خود بی توجه است و در عوض، احساس های مثبت کوتاه مدتی را که مواد به او می دهد، برمی گزیند.4 بدون توجه به اختلاف های طبقاتی، بیشتر مصرف کنندگان مواد، ویژگی های مشابهی دارند. برای مثال، آنان در جامعه پذیری، مهارت های شناختی ـ عاطفی و رشد روانی مشکل دارند. این امر در نرسیدن به بلوغ، اعتماد به نفس پایین، آشوب های رفتاری و شخصیتی و دیگر ویژگی های ضداجتماعی آنها نمایان است. ویژگی های آنها عبارتند از: تحمل پایین در برابر انواع ناراحتی ها، دیرارضایی و ناتوانی در کنترل احساسات به ویژه خصومت، گناه و اضطراب، کنترل ضعیف انگیزه ها (به ویژه انگیزه های جنسی و پرخاشگرانه)، آزمون ضعیف پی آمد فعالیت ها، خودسنجی های غیرحقیقی به دلیل شکاف میان امکانات فردی و آرزوها، دروغ گویی زیاد، فریب در رفتارها و بی تعهدی اجتماعی و فردی (ناتوانی آنها در پذیرش مسئولیت ها و مشکلات موجود بر سر فعالیت ها). (لون، 1994، 19)5

 

1. ورنان کلمن، اعتیاد چیست و معتاد کیست؟، ترجمه: محمدرضا میرفخرایی، صص 158 و 159.

2. راهنمای شناخت و درمان اعتیاد در ایران، ص75.

3. کوکس، 1985: ص 233.

4. مواد مخدر؛ نگاهی اجمالی، ص228.

5. همان، ص 211.

 

3. احساس درماندگی

فردی که بر اثر تربیت صحیح، شادی و آرامش را تجربه کرده باشد، کمتر دچار بیچارگی می شود. در مقابل، خردسالی که با بلاها و مشکلات بسیاری روبه رو بوده، بسیار مشکل می تواند از آثار آن رهایی یابد. کودکی که بر اساس هوس های والدین، تشویق و تنبیه شده باشد، به سرعت به سمت درماندگی پیش می رود. چنین فردی احساس می کند هیچ کنترلی بر دنیای پیرامون خود ندارد. همچنین، به سختی می توان مطلبی را به او آموخت یا او را به کاری واداشت. چنین فردی، تنها زمانی از عهده زندگی خود برمی آید که اوضاع بر وفق مرادش باشد. استفاده از مواد مخدر برای این فرد که به خیال خود به موضعی امن پناه آورده است، نوعی فرار به شمار می رود، در برابر هر چیزی حالتی انفعالی دارد و در نتیجه، موفقیتی در زندگی عادی خود کسب نکرده که خود موجب تقویت احساس درماندگی در وی می شود. پذیرفتن ریسک های عملی و قبول شکست به عنوان جزو لازم پیشرفت، کلید رهایی از حس درماندگی است. همچنین، مقابله با این فکر که هیچ راهی وجود ندارد و همه چیز در پایان خراب می شود، اهمیت ویژه ای دارد.1

 

1. راهنمای شناخت و درمان اعتیاد در ایران، ص69.

 

4. توجیه شکست ها

این مدل اغلب در خانواده های متوسط که فرزندانی درس خوان و متخصص دارند، دیده می شود. والدین موفق، همه وسایل رفاه و آسایش فرزندان خود را فراهم می کنند، ولی از توجه به او و تأثیر پذیری از او غافل می مانند. در چنین خانواده ای، فرزند اگرچه اعتماد به نفس کمی دارد، ولی همواره در پی یافتن راهی برای به دست آوردن تحسین و تأیید والدین خود است. در نتیجه، با تلاش بسیار در زمینه های مورد علاقه والدینش به ویژه در آموختن دروس و انتخاب بهترین رشته تحصیلی موفق می شود و نخستین باری که برای مثال در امتحان موفق شود، والدینش به خود می بالند و او را به رخ دیگران می کشند. از این نظر چنین فردی معتاد است، ولی برای عزت نفس و احساس خودشناسی خوراک کافی دارد. او موفقیت های خود را پی می گیرد و برای موفقیت های بیشتر، خود را تحت فشار قرار می دهد و بر میزان توقع والدین خود می افزاید، در دانشگاه موفق می شود و به سرعت در شغل خود ترقی می کند تا جایی که دیگر از توانایی پیشرفت کردن ندارد. در چنین شرایطی همکاران فرد از او موفق تر هستند و با تلاش کمتری در مقایسه با او، موفقیت بیشتری به دست می آورند، در حالی که او با بیشتر کار کردن، از پا در می آید و اگر در جا بزند نیز عزت و اعتماد به نفس او از هم پاشیده می شود.

 

یک راه فرار از اعتماد به نفسی که با موفقیت های آنی به دست آمده، مصرف الکل یا مواد مخدر است. هنگامی که فرد شغل خود را از دست بدهد، می تواند با محکوم کردن الکل به عنوان دلیل اصلی ناکارآمدی خویش، چهره کاذب خویش را پایدار نگه دارد.

 

در یک برنامه درمانی، چنین فردی باید تشویق شود که موقعیت خویش را بشناسد و راه های دیگر به دست آوردن یک خودشناسی موفق و عزت نفس خوب را دریابد. این امر به کنار گذاشتن موفقیت های آنی و گسترش اهداف و ارزش های حقیقی نیاز دارد.1

همان، صص73 - 75.

 

5. آسیب پذیری در برابر قضاوت دیگران

هر فردی در برابر نظرها و عقاید مردم آسیب پذیر است مگر اینکه به توانایی و ارزش های خود عجل الله تعالی فرجه الشریف اعتقادی راسخ] داشته باشد. (مانند فرد دین باور که به تعبیر روایات، مانند کوه استوار است و هیچ بادی توان حرکت دادن و جابه جا کردنش را ندارد). فردی که به شدت تحت تأثیر حرف ها و اظهارنظرهای دیگران قرار می گیرد، محکوم به زندگی کردن به گونه ای است که رضایت مردم را جلب کند. در مقابل فردی که احساس می کند موفق و دوست داشتنی است، از تمام ضعف ها و توانایی های خود آگاه است و می تواند با آنها زندگی کند. وی آزاد است در هر زمان و هر گونه که می خواهد، آن گونه که برای موقعیت او مناسب است، رفتار کند. الکل و مواد مخدر اغلب به این هدف استفاده می شود که احساس جالب بودن زودگذر و آنی را نصیب فرد کند.

 

برنامه های درمانی که به این امر توجه دارند، اغلب موفق ترند. روش های درمانی در قالب برنامه های درمانی به ویژه گروه درمانی می تواند سودمند باشد.

 

6.روابط والدینی حل نشده

به گفته فروید، از زمان بلوغ به بعد، فرد می کوشد خود را (1961: 345) از والدین برهاند و پس از این، دیگر او کودک نیست و به عضوی از اجتماع بدل می شود. به عقیده وی، در افراد روان رنجور مانند معتادان، این جدایی کامل نشده است؛ زیرا فرد روان رنجور با والدینش ارتباط آسیب شناختی دارد. این ارتباط با تکیه بیش از حد بر والدین و ترس از طرد شدن همراه است. اسیدور چین و همکارانش دریافتند که معتادان یا از خانواده های تک فرزندی یا از خانواده هایی بودند که پدر از خانه دور بوده است. پژوهشی که در سال 1999 در دانشگاه کلمبیا انجام شد، نشان داد نوجوانانی که رابطه خوبی با پدرهایشان نداشتند، بیشتر به مصرف نیکوتین، الکل و مواد مخدر روی آورده اند تا نوجوانان خانواده های تک فرزندی. (مولورسکی: 1999)

 

روابط معتادان با مادرشان به تاریخچه ای طولانی از محرومیت عاطفی باز می گردد. (فرازیر، 1962: 98) اغلب یک مادر غمگین، افسرده، سلطه گر و دلواپس، کودکش را وا می دارد تا بیشتر به او متکی باشد تا اینکه مستقل باشد. احساس کینه به مادر و ناتوانی فرد در برقراری ارتباط مطلوب، به سال های اولیه زندگی فرد بازمی گردد. تعارض های فرد معتاد، محرومیت دهانی او را در ناتوانی نوزادیش نشان می دهد. مواد به او کمک می کند تا به دوران شیرین و شاد کودکی برگردد، دورانی که او در زندگی واقعی به شادی سپری نکرد. آثار دارو، کینه و دشمنی او را کنترل می کند و از تنش ها می کاهد؛ تنش هایی که نشانه تعارض هایی در طول زندگی او است. احساس کینه نسبت به مادر، اغلب، ناخودآگاه است، ولی با مصرف داروهایی رفع می شود که نه تنها مصرف کننده را نابود می سازد، بلکه مادر را نیز به صورت سمبولیک از میان برمی دارد.1

 

1. مواد مخدر؛ نگاهی اجمالی، ص237.

 

7. بروز ضایعه تکان دهنده

پژوهش ها نشان می دهد بسیاری از افراد مصرف کننده مواد، در زندگی خانوادگی شان، مرگ نابهنگام یا جدایی را تجربه کرده اند. به نظر می رسد رابطه میان اعتیاد به مواد و مهاجرت یا اختلاف فرهنگی والدین و فرزندان بسیار مهم است. الکساندر و دیب1 و وایلانت2 پی بردند آمار اعتیاد در فرزندان افرادی که از کشوری دیگر مهاجرت کرده یا از ناحیه دیگری از ایالات متحده آمده اند، بیشتر (سه برابر) از آمار اعتیاد خود مهاجران (والدین) بوده است. افزون بر این، وایلانت دریافت که فرزندان مهاجرانی که در شهر نیویورک متولد شده بودند، بیشتر از والدینشان یا فرزندانی که در فرهنگ پیشین متولد شده بودند، در معرض خطر اعتیاد قرار داشتند. وایلانت افزون بر توجه به وابستگی غیرعادی مادران معتاد به فرزندانشان، معتقد است والدین مهاجر، تحت فشار مضاعفی برای رویارویی با محیط جدیدشان قرار دارند. بنابراین، میان مهاجرت والدین و بی ثباتی آنان رابطه وجود دارد و مادر مهاجر که از پیوندهای خانوادگی جدا شده، ممکن است نیازهای افرادی را که به وی وابسته اند، برآورده سازد. بنابراین، در مقایسه با دیگر افراد، دشواری بیشتری را تجربه می کند تا به فرزند خویش اجازه دهد استقلال فردی اش را به دست آورد.

 

بر اساس آمار، در خانواده های غیرمهاجر مصرف کننده مواد نیز مرگ غیرمنتظره و نابهنگام و تکان دهنده یکی از اعضای خانواده سبب گرایش به مواد شده است. بر این اساس، می توان گفت نرخ بالای مرگ و میر، خودکشی و خودویرانگری در میان معتادان در حقیقت، نوعی پدیده خانوادگی است که در آن نقش معتاد، مردن یا حرکت به سوی مرگ به عنوان بخشی از تلاش خانواده برای مقابله با ضایعه ای تکان دهنده است. به یک معنا، معتادان خود را در راه خانواده هایشان قربانی می کنند. (رایلی، 1976؛ استنتون، 1977؛ استنتون و کولمن: 1979).

1. Alexander & Dibb.

2. Vaillant.

 

8. ترس از جدایی

ترس شدید از جدایی، در میان خانواده های معتادان وجود دارد. برای مثال، به دلیل وابستگی بیش از حد به خانواده و آمادگی نداشتن برای قبول مسئولیت، در کارها به خوبی عمل نمی کنند. آنها از جدایی و تنها ماندن هراس دارند. با این حال، بررسی شرایط کل خانواده نشان می دهد زمانی که معتادان در زمینه های شغلی یا درمانی موفقیت کسب می کنند، دوست دارند خانواده خود را رها کنند؛ چه به طور مستقیم و چه از راه رشد استقلال فردی. در این شرایط، برخی بحران ها به طور گریزناپذیر در خانواده ها رخ می د هد. در پی بروز این بحران ها، فرد معتاد به رفتارهای شکست آمیز برمی گردد و مشکل خانواده نیز رفع می گردد. نکته قابل توجه این است که نه تنها معتاد از ترک خانواده می ترسد؟ بلکه عکس این واکنش نیز درست است. این فرآیندی پیچیده است که در آن، شکست نقش مؤثری در حفظ روابط نزدیک خانوادگی ایفا می کند. نیاز خانواده به شخص معتاد، بیشتر از نیاز معتاد به خانواده است. (خانواده و شخص معتاد برای تقویت همدیگر یا برای حس کمال یافتگی و ارزش، همدیگر را در آغوش می گیرند).

 

9. ساختار خانواده

نمونه ای از خانواده هایی که در آن یک مصرف کننده مواد مخدر وجود دارد، خانواده ای است که در آن یکی از والدین به شدت شریک اعتیاد فرد معتاد است و یکی دیگر از والدین، سخت گیرتر، بافاصله تر یا غایب است. اغلب، والدی که به شدت درگیر و حامی مصرف است، از جنس مخالف فرد مصرف کننده است.1

 

به طور کلی برخی عوامل متمایزکننده خانواده های معتادان عبارت است از:

 

الف) وابستگی چند نسلی به مواد و گرایش به دیگر رفتارهای شبه اعتیادی مانند قماربازی و تماشای تلویزیون. (چنین رفتارهایی هم به الگویی برای فرزندان بدل می شود و هم می تواند به تدریج در قالب سنت های خانواده در آید).

 

ب) ابراز مستقیم و بدوی تعارض ها و هم زمان با آن اتحادهایی صریح (در مقابل پنهان). برای مثال، بین فرد معتاد و پدر یا مادر، شریک اعتیاد فرد وجود داشته باشد.

 

ج) رفتار والدین فرد معتاد به صورت آشکارا به رفتار فردی غیراسکیزوفرن(بیمار روانی) توصیف می شود.

 

د) معتادان، یک گروه دوستان یا خرده فرهنگ دارند که پس از نزاع های خانوادگی به طور موقت به آن پناه می برند. در این افراد توهم استقلال بسیار قوی است.

 

ه‍) مادران افراد معتاد بسیار بیشتر از مادران افراد عادی یا مادران افراد اسکیزوفرن در رابطه با زندگی فرزندانشان، عملکردهای تربیتی معطوف به هم زیستی و نیازهای مربوط به آن را نشان می دهند.

 

و) میزان زیادی از مرگ و میر و در کل مرگ و میرهای نابهنگام، غیرمنتظره و زودرس در میان این خانواده ها وجود دارد.

 

ز) عارضه اعتیاد سبب ایجاد گونه ای فردیت کاذب در سطح مختلف می شود.

 

ح) آمار اعتیاد در میان فرزندان افراد مهاجر بیش از حد انتظار است و این نشانه اهمیت فرهنگ پذیری و اختلافات فرهنگی والدین ـ فرزندان در زمینه اعتیاد است.2

1. دن جی لیستری، نظریه های سوء مصرف مواد مخدر، ترجمه: محمدعلی زکریایی، صص 217ـ220.

2. همان، ص221.

 

10. شرایط اجتماعی

دوره های تاریخی مصرف در غرب: بر اساس بررسی های صورت گرفته، در اوایل قرن، مصرف مواد مخدر رو به افزایش بود تا در اینکه در دهه 30 قوانین سختی درباره مبارزه با مواد مخدر وضع شد. دهه 30 تا دهه 60 دوره عاری از مواد مخدر بود، ولی از سال60 تا 80 مصرف مواد مخدر رشد چشمگیری داشت و از اواسط دهه 80 تاکنون مصرف مواد رو به کاهش نسبی بوده است.1

 

الف) تئوری های توجیه گر دوره های مصرف: بررسی ها نشان می دهد دوره های مصرف، با وضع قوانین ارتباطی ندارد و در حقیقت، وضع این قوانین به دیدگاه عمومی به مواد مخدر وابسته است. ماستو،2 نظریه پرداز غرب، تئوری فراموشی نسلی را مطرح کرد. بر اساس این تئوری، فرزندان نسل درگیر مواد مخدر، از این ماده متنفر می شوند و این نفرت موجب وضع قوانین مربوط به مواد مخدر می گردد. در نسل بعدی، عقاید افراطی نسل گذشته فراموش؛ قوانین هم تعدیل و مصرف، زیاد می شود. طی سال های اخیر، شمار دیگری از روان شناسان با استفاده از هرم مازلو به این نتیجه رسیده اند که در نسل های پس از جنگ، توجه بیشتر مردم به مفاهیمی مانند امنیت اجتماعی، تورم و پول، موجب می شود که نسل بعدی دچار افسردگی، تغییرات خلقی بیمارگونه و اعتیاد شوند. طی دهه 70 از نقش عوامل مادی در احساس خوشبختی کاسته شد و عوامل معنوی جای گزین آن شد که به کاهش چشمگیر مصرف مواد مخدر انجامید.

 

ب) درونی سازی فرهنگی و اعتیاد: درونی سازی فرهنگ از مهم ترین ابزارهای کنترل اجتماعی اخلاق است. اگر فرهنگ نوعی آرمان به شمار رود، نه ابزاری برای راحتی افراد اجتماع، هیچ گاه به شکل درونی در نمی آید تا موجب تعالی اجتماع گردد. فرهنگ فقط هنگامی درونی می شود که تک تک اجزای آن، ابزاری به شمار رود و درونی گردد و آنگاه همین ابزار موجب تعالی خود ابزار شود. آنچه فرهنگ را ابزار می کند، قائل شدن ارزش اساسی برای انسان است. وقتی می توانیم از انسان انتظار داشته باشیم دردهایش را تحمل کند که تنهایی او را محترم بدانیم و ارزش این گوهر ناب را برایش جلوه گر کنیم.3

1. راهنمای شناخت و درمان اعتیاد در ایران، ص62.

2. Musto.

همان، صص 62 و 63.

 

11. شغل ها و اعتیاد

شغل های شبانه به دلیل ایجاد خستگی مفرط و مزمن، بر هم زدن زمان و ساعت طبیعی بدن و ایجاد سرخوردگی و درمانده شدن، از عوامل مهم اعتیاد به شمار می روند.

 

12. محرومیت جنسی

یکی از آثار هروئین در تجربه های اول مصرف، از بین بردن نیاز جنسی و ایجاد حالت های مشابه است. محرومیت های جنسی می تواند زمینه بسیاری از بیماری های روانی از جمله اعتیاد باشد.

 

13. خود درمانی

استفاده از خواص شناخته شده مرفین: تریاک از گذشته دور، در تاریخ ایران به عنوان پادزهر شناخته شده است. آثار آنی مصرف این ماده مثل اثر تسکین دهنده درد، ضد سرفه و ضد اسهال، موجب شده از آن به عنوان دارویی برای همه دردها و بیماری ها استفاده شود. این تصور هنوز میان توده مردم به ویژه در جنوب ایران شایع است.

 

استفاده های غیرمرسوم از تریاک: در میان مردم جنوب از تریاک به عنوان دارویی برای افزایش قوای جنسی مردانه و به تأخیر انداختن انزال استفاده می شود. به اعتقاد مردم جنوب، ترک تریاک موجب بروز سکته های مغزی و قلبی می شود. جنوبی ها حتی از تریاک به عنوان دارویی برای بیماری دیابت استفاده می کنند.1

1. همان، ص64.

 

14. وجود عوامل خطرزا

بوکشتاین، پژوهش های مربوط به عوامل خطرزا برای مصرف و سوءمصرف نوجوانان را در پنج طبقه دسته بندی کرده است:

 

یک ـ مصرف مواد توسط همسال؛

 

دوـ نگرش های مثبت همسال نسبت به مصرف مواد؛

 

سه ـ دلبستگی بیشتر به همسالان (تا والدین)؛

 

چهارـ احساس شباهت با همسالانی که مواد مصرف می کنند.

 

2. عوامل والدین و

3. خانواده

الف) والدین مصرف کننده مواد؛

 

ب) نگرش های مثبت والدین درباره مصرف مواد و باورهایی درباره زیان بار بودن مواد؛

 

ج) بی توجهی والدین به نوجوانان مصرف کننده مواد؛

 

د) نبود دلبستگی بین والدین و فرزند؛

 

ه‍ ) فقدان مشارکت و دخالت والدین در زندگی فرزند؛

 

و) فقدان نظارت و انضباط مناسب؛

 

ز) رفتار ضد اجتماعی والدین؛

 

ح) سابقه آسیب روانی در خانواده؛

 

ط) آشفتگی خانواده (مثل طلاق).

 

4. عوامل زیستی:

فرآیندها و ویژگی های فیزیولوژیکی که به طور ژنتیکی کنترل می شوند، مانند حساسیت دگرگون شده نسبت به الکل یا خلق وخوی ارثی.

 

5.عوامل اجتماعی و فرهنگی و محلی:

الف) وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی پایین؛

 

ب) تراکم بالای جمعیت؛

 

ج) تحرک پایین جمعیت؛

 

د) زوال فیزیکی (وخامت ساختار فیزیکی اجتماع یا فرهنگ)؛

 

ه‍) جرم سنگین؛

 

و) بی کاری فزاینده؛

 

ز) هنجارهای انحرافی که سوء مصرف مواد را نادیده می گیرد؛

 

ح) بیگانگی بالای شهروندان؛

 

ط) دسترس پذیری به مواد.1

نیوکمب در سال 1995 در پژوهشی، این عوامل را به چهار گروه تقسیم کرد:

1. داجن چارلز ابی، دبلیو و مایکل شی، روان شناسی اعتیاد، ترجمه: بایرام علی رنجگر، صص58 و 59.

 

1. عوامل (زمینه ای) خطرساز برای مصرف مواد مخدر:

الف) فرهنگ و جامعه؛

 

ب)قوانین مساعد برای مصرف مواد مخدر؛

 

ج) هنجارهای اجتماعی مساعد برای مصرف مواد مخدر؛

 

د) دسترسی به مواد مخدر؛

 

ه‍) محرومیت های اقتصادی شدید؛

 

و) بی سروسامانی(بی سازمانی) محله زندگی.

 

2. عوامل بین فردی

الف) مصرف مواد مخدر توسط والدین و دیگر افراد خانواده؛

 

ب) دیدگاه های مثبت خانواده نسبت به مصرف مواد مخدر؛

 

ج) عملکردهای مدیریتی خانواده های نامنسجم/ فقیر؛

 

د) تضاد و فروپاشی خانوادگی؛

 

ه‍) طرد از سوی همسالان: تنهایی می تواند عقب نشینی به سمت کامروایی تخیلی، فرو رفتن بیش از حد در کار، اعتیاد به الکل و مواد مخدر را برای تقلیل درد در پی داشته باشد.

 

و) رابطه با همسالان مصرف کننده. (رنسون، 1981:1)1

 

1. مسعود آذربایجانی و دیگران، روان شناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، ص290.

 

3. عوامل رفتاری ـ روانی

الف) مسائل رفتاری مزمن؛

 

ب) شکست های تحصیلی؛

 

ج) تعهد کم به مدرسه؛

 

د) بیگانگی و انزوا؛

 

ه‍) طغیان؛

 

و) نگرش های مثبت به مصرف مواد مخدر؛

 

ز) شروع زود رس مصرف مواد مخدر.

 

4. عوامل زیستی ژنتیکی:

الف) استعداد وراثتی برای مصرف مواد مخدر؛

 

ب) آسیب پذیری روانی ـ فیزیکی در مقابل آثار مواد. (نیوکمب، 1995: 17).1

1. مواد مخدر؛ نگاهی اجمالی، صص 204 و 205.

 

نوجوان و اعتیاد

مصرف مواد مخدر و بلوغ

روانکاوان، استفاده از مواد مخدر را نشانه روان رنجورهایی می دانند در دوران بلوغ بروز می کنند. نوجوانان معمولی مراحلی از ملامت، اضطراب، خشم، ناکامی و حتی افسردگی کوتاه مدت را می گذرانند. یکی از ویژگی های نوجوانان، تغییرات سریع و فراگیر، در همه جنبه های زندگی است که این خود، فشار روانی بسیاری را در پی دارد. (نیوکمب و بنتل، 1998: 11) پژوهش ها نشان داده است این عوامل به همراه گروه همسالان در کشاندن نوجوانان به سوی مصرف مواد نقش دارند. یک نوجوان معمولی مانند یک بزرگسال، برای رویارویی با احساسات ناشی از فشارهای روانی ـ اجتماعی تجربه کافی ندارد. ازاین رو، مواد مخدر روان گردان را به عنوان داروهای خودتجویزی در این شرایط فشارزا مصرف می کند. این داروها اختلالات روانی به همراه دارد. مواد مخدر و داروهایی که برای اختلالات عاطفی تجویز می شوند؛ پی آمدهای شیمیایی عصبی دارند و به احتمال زیاد می توانند ناهنجاری را درمان کنند. (باکستین، مرنت و کامنیر، 1998)

 

برای یک نوجوان، دست و پنجه نرم کردن با مشکلات رشد فیزیکی و روانی طبیعی است. کشمکش برای هویت، از راه فرآیندی از ارتباطات و تجربه ها، به او کمک می کند بر مشکلات دوران نوجوانی اش چیره شود. سپس نوجوان شایستگی بیشتری کسب می کند و سرانجام وارد بزرگسالی می شود. نوجوانی، دوره ای از رشد و شامل گذارهایی در فرآیندهای جسمی، ذهنی، روانی، اجتماعی و اخلاقی است که شخص را می سازد. مراحل گذار، دوران هایی فاقد تعادل و پایداری است. بنابراین، سرشار از فرصت هایی است که می تواند به رشد مثبت یا منفی بدل گردد. (باومریند، 1987: 14) نوجوان معتاد از این رشد سرباز می زند و این کار را به منظور دوری جستن از موقعیت هایی انجام می دهد که به تدریج، این شایستگی ها را کسب می کند یا به صورت منفعلی با خواسته ها و تصمیمات دیگران کنار می آید و سرانجام از مواد مخدری که اضطراب را در او کاهش می دهند، استفاده می کند. (چین و دیگران202:1984)

 

مایکل نیوکام و پیتر بنتلر در پژوهش های طولانی که در این زمینه انجام داده اند، به این نتیجه رسیده اند که مصرف مواد مخدر در نوجوانان به ویژه مصرف حشیش و هروئین، پی آمدهایی منفی بر عملکرد حیاتی نوجوان دارد. استفاده از هروئین در نوجوانی برای فرار از پاسخ های روان شناختی، ولی سالم تر به بحران رشد، فشار و محرومیت و دیگر اشکال رنج های عاطفی است. رشد روانی اجتماعی و بلوغ، نیازمند رویارویی با حقیقت است. استفاده از مواد مخدر از شایستگی اجتماعی و رفتارهای تطبیقی می کاهد. اجتماع درمانی که روشی ویژه برای درمان معتادان است، پاسخی است برای افرادی که به دلیل ناتوانی در برخورد با ناکامی های زندگی به سمت مواد مخدر رفته اند.1

 

نوجوانانی که به مواد مخدر وابستگی دارند، از کاستی های شدید خود رنج می برند. آنها اغلب به فرصت های آموزشی، کار یا تفریحات، بی توجه هستند و علایق و کنجکاوی محدودی دارند. آنها از اختلالات موجود در اوایل زندگی خود رنج می برند که این خود به الگوی محدود پاسخ دهی آنها می انجامد. آنها در برابر پذیرش حقیقت قدرت کافی ندارند و از پذیرش ناکامی ناتوان هستند. آنها به انتقاد یا عقب نشینی و رها کردن موقعیت های کاری، واکنش نشان می دهند و توان جهت گیری های واقع گرایانه را ندارند. این افراد اگرچه به تمامی خطرات مصرف هروئین آشنا هستند، نمی توانند از آن دست بکشند. آنها هروئین را برای مقابله با بی قراری و نگرانی مصرف می کنند که اضطراب آنها را به آرامش و راحتی بدل می سازد. (چین و دیگران، 1964) هروئین به چیرگی بر تنش های معمول نوجوانی کمک می کند. معتاد به هروئین، از هروئین برای خنثی کردن احساسات سادیسم و تخریب گرایی شدید که برآمده از مشکلات مرحله مقعدی دوران رشد است، استفاده می کند. مواد، چنین سایق هایی را برآورده می سازد و نتایج منفی و تنبیهی اعتیاد به هروئین، نیاز فراخود را برای تنبیه چنین احساساتی برآورده می سازد. (یورک، 1970)2

1. مواد مخدر؛ نگاهی اجمالی، ص236.

2. همان، ص238.

 

پژوهش هایی درباره نوجوانان

برخی پژوهش ها نشان می دهد مصرف مواد مخدر در میان نوجوانان ناشی از احساس خستگی مداوم و افسردگی است. پژوهشگران دریافته اند که مصرف مواد مخدر مانند جنبه های دیگر نوجوانی، اغلب با اتمام این دوره به پایان می رسد. افزون بر این، پژوهش گرها می گویند: مصرف مواد مخدر به طور معمول، فعالیتی گروهی است که جوانان، یکپارچه و متحد و به طور اجتماعی انجام می دهند. (گلاسنر و لاولین، 1989)

 

پژوهش ها نشان می دهد نوجوانانی که مشکلات رفتاری دارند، بیشتر از دیگر افراد در معرض داروهای غیرقانونی قرار می گیرند. بر اساس نتایج پژوهش اداره خدمات بهداشت روانی و مصرف مواد مخدر، نوجوانانی که مشکلات رفتاری و عاطفی دارند، بیشتر به مصرف الکل، دخانیات و داروهای غیرقانونی گرایش دارند. این پژوهش نشان داد نوجوانانی که به سمت مواد گرایش دارند، به رفتارهای بزهکارانه مانند دزدی، غیبت از کلاس یا فرار از مدرسه و ارتباط با افراد بزهکار بیشتر اعتراف می کنند. همچنین این افراد ارتباط ضعیفی با دوستان و والدین خود دارند و چنین مشکلاتی بیشتر در مدرسه یا وظایف خانگی، کارهای پاره وقت و حتی هنگام فعالیت های ورزشی دیده می شود.

 

نوجوانانی که به طور معمول دست به دزدی و تهاجم فیزیکی می زنند یا از خانه فرار می کنند، در مقایسه با نوجوانانی که مشکلات رفتاری جدی کمتری دارند، به میزان هفت برابر بیشتر به الکل و داروهای غیرقانونی(مانند مواد مخدر) وابسته هستند.

 

بررسی بر روی نوجوانان کلاس های نهم و دهم شهر واشنگتن نشان داد که حدود نیمی از افراد مصرف کننده مواد (اغلب ماری جوانا) پیش از مصرف مواد رفتاری جنایی داشته اند. در نیمی دیگر از این افراد، رفتار جنایی پس از استفاده از مواد دیده شده است. با این حال، افرادی که اقدام به مصرف و فروش مواد می کردند، پیش از ارتکاب به جرایمی که توسط افراد مصرف کننده مواد (نه فروشنده مواد) صورت می گرفت، به میزان دو برابر بیشتر مواد استفاده می کردند.1

1. همان، ص29.

 

نشانه هایی برای تشخیص اعتیاد نوجوانان

 

نشانه های بسیاری را می توان برای شناسایی اعتیاد نوجوان در نظر گرفت:

 

فراموش کاری؛

 

ادعای ظرفیت زیاد؛

 

انکار تکرار مشکلات؛

 

ناراحتی از ترک؛

 

خوددرمانی؛

 

شکستن قول و قرار؛

 

انزوا در خانه؛

 

مقصر دانستن دیگران؛

 

دوگانگی شخصیتی؛

 

پنهان کاری و دروغ گویی؛

 

فریب و تقلب.

 

بهترین پیشنهاد به والدینی که به اعتیاد فرزندشان مظنون هستند، این است که در صورت شک، همه رفتارها و کارهای او را کنترل کنند. همچنین به یک مرکز مشاوره یا مراکز مورد تأیید در زمینه مواد مخدر، بیمارستان یا مراکز درمانی دیگر مراجعه کنند تا مشخص شود چه میزان وابستگی به مواد مخدر موجب بروز بی نظمی در زندگی فرزندشان شده است؛ زیرا وقتی اعتیاد به خانواده ای نفوذ می کند، تمام افراد خانواده به کمک نیاز دارند تا اوضاع بهبود یابد.1

1. کلیدهای پیشگیری و مقابله با اعتیاد در نوجوان و جوان، صص 66 و 67.

 

نشانه های مستقیم و غیرمستقیم مصرف مواد

تشخیص رفتارهای آشکار دوره نوجوانی از رفتارهای ناشی از سر و کار داشتن با مصرف مواد مخدر، کاری بسیار دشوار است؛ زیرا بسیاری از این تغییرات مشابه یکدیگرند. بنابراین، والدین باید میان نشانه های غیرمستقیم(گیج کننده) و مستقیم (مشخص کننده) تمایز قائل شوند.

 

نخست به برخی نشانه های غیرمستقیم اشاره می شود. اگر چه مصرف مواد، تغییرات دوره نوجوانی را تشدید می کند، ولی همه تغییرات این دوره، ناشی از مصرف مواد نیست. با این حال، تکرار وقوع مخرب(هشت تا 10 بار) هر یک از تغییرات عادی، باید موجب شود والدین به تغییر رفتار فرزندشان حساس تر شوند، برخی از این تغییرات عبارتند از:

 

رفتارهای دمدمی مزاجی و پیش بینی نشدنی؛

 

تمایل نداشتن به برقراری ارتباط با دیگران و میل به تنها ماندن در خانه؛

 

دمدمی مزاجی به هنگام دعوا و نزاع و اندوه به هنگام افسردگی؛

 

چگونگی لباس پوشیدن، دکور اتاق و سلیقه موسیقی نشانه ای از مصرف مواد مخدر است؛

 

همکاری نداشتن در خانه؛

 

رفتار فریب کارانه مانند رفتار تعمدی خوب یا شرورانه برای وادار کردن والدین به انجام دادن کاری که می خواهد؛

 

بی علاقگی به فعالیت های دلخواه و جدایی از دوستان قدیمی؛

 

تغییر ظاهر برای متفاوت به نظر رسیدن؛

 

نداشتن تمرکز و بی نظمی و فراموش کاری؛

 

بی علاقه بودن به مدرسه و کاهش سطح نمرات؛

 

سرپیچی بیشتر از قوانین و بحث و جدل بیشتر با اولیای امور؛

 

تمایل نداشتن به انجام دادن فعالیت های خانوادگی؛

 

خیال بافی و بی توجهی؛

 

توجه شدید به زمان حال و بی توجهی به آینده؛

 

فرار و خودداری از روبه رو شدن با مسائل مورد علاقه والدین.

 

نشانه های مستقیم استفاده از مواد مخدر، هرگز بخشی از نشانه های رشد سالم و عادی نوجوان به شمار نمی آیند. والدین باید این نشانه ها را جدی بگیرند:

 

ناپدید شدن پول یا اشیای باارزشی که به آسانی تبدیل به پول می شوند؛

 

سیگار کشیدن مداوم؛

 

پیدا شدن وسایل مصرف مواد مخدر(کاغذ سیگار، پیپ، گیره، لوله، فویل و فندک گازی) در وسایل شخصی او؛

 

ناپدید شدن یا کاهش قرص یا داروهای روان گردان مانند آرام بخش ها از قفسه داروهای خانه؛

 

تغییر، افزایش یا کاهش قابل ملاحظه در عادت خوابیدن و غذا خوردن؛

 

دوستان جدید که معرفی نمی شوند و اغلب بسیار مسن تر هستند و همیشه دور از محیط خانه با هم دیدار می کنند؛

 

شکستن مکرر مقررات خانه مثل ساعت منع رفت و آمد و استفاده از ماشین با وجود قول ها و وعده های داده شده؛

 

تماس های تلفنی مشکوک به ویژه در شب؛

 

دروغ گفتن درباره حوادث کم اهمیت و جزئی و پافشاری بر دروغ گویی؛

 

افت مداوم در فعالیت های مدرسه، دیر رسیدن به کلاس، غیبت از مدرسه، تحویل ندادن تکالیف، کامل نکردن کارهای کلاسی و درگیری با مسئولان مدرسه؛

 

کاهش توانایی های جسمی مانند خستگی مداوم، بروز حوادثی به علت رفتار ناهماهنگ، بیان جمله های ناواضح، افکار مغشوش، چشم های قرمز، ظاهر خسته و کوفته، سرفه کردن با آبریزش بینی(بی آنکه بیمار باشد)، زخم های بی دلیل و وجود جای تزریق در نقاط مختلف بدن؛

 

در اختیار داشتن مقدار قابل ملاحظه ای پول بی آنکه توضیحی برای آن داشته باشد؛

 

بوی دود و الکل از بدن و لباس؛

 

پرخاش به هنگام پرسیدن درباره مصرف مواد مخدر.1

1. همان، صص140 و 143.

 

خانواده و اعتیاد

بهترین شیوه برای مراقبت از جوانان، این است که والدینشان برای برخورد با مشکلات آنان آماده باشند. برخی راهکارهای پیشنهادی به والدین عبارتند از:

 

روبه رو شدن با اعتیاد؛ این تهدید اجتماعی و نه انکار کردن آن؛

 

آگاه کردن فرزندانشان در زمینه خطرهای ناشی از مصرف مواد مخدر و بیان توصیه های ایمنی لازم در صورت مصرف مواد مخدر؛

 

آمادگی شخصی برای تشخیص نشانه ها و انجام دادن واکنش های لازم، هنگامی که مصرف مواد به فرزندشان آسیب می زند و زندگی خانوادگی را از هم می پاشد؛

 

به کار گرفتن شیوه های پیشگیری لازم برای آماده سازی فرزند در برخورداری از زندگی مناسب و مستقل و عاری از وابستگی به مواد مخدر و الکل؛

 

بیان شیوه های پذیرش و برخورد با مشکلات احساسی و عاطفی و جلوگیری از تأثیر منفی آنها در زندگی جوانان.1

1. همان، ص 9.

 

توجه به نشانه ها

برای کمک به نوجوانی که ممکن است در دام مصرف مواد قرار گرفته باشد، لازم است والدین به نشانه های زیر توجه و تغییرات نوجوان خود را پیگیری و بررسی کنند:

 

هنگامی که نوجوانان باهوش، تصمیماتی احمقانه می گیرند؛

 

هنگامی که رفتاری ناشایست از نوجوانان خوب سر می زند؛

 

هنگامی که نوجوانان راست گو، دروغ می گویند؛

 

هنگامی که بچه های با حافظه، دچار فراموشی می شوند؛

 

هنگامی که بچه های وظیفه شناس، دچار بی توجهی می شوند؛

 

هنگامی که نوجوانان خوش رفتار، دمدمی مزاج می شوند؛

 

هنگامی که بچه های بی پول، ناگهان پولدار می شوند؛

 

هنگامی که بچه های بااستعداد، شکست می خورند؛

 

هنگامی که نوجوانان دارای پشتکار، علاقه خود را از دست می دهند؛

 

هنگامی که نوجوانان اجتماعی و خوش برخورد، گوشه گیر می شوند؛

 

هنگامی که نوجوانان رو راست، شروع به پنهان کاری می کنند؛

 

هنگامی که بچه های خوب، رفتار شرورانه ای از خود نشان می دهند؛

 

هنگامی که بچه های مسئولیت پذیر، رفتار غیرمسئولانه ای از خود نشان می دهند؛

 

هنگامی که بچه های قابل اعتماد، توافق های مورد نظر را نادیده می گیرند؛

 

هنگامی که نوجوانان باانگیزه، شروع به بی توجهی به امور می کنند؛

 

هنگامی که نوجوانان بادقت، مرتکب رفتاری ناشی از بی دقتی می شوند؛

 

هنگامی که نوجوانان مطیع، قوانین و مقررات را زیر پا می گذارند؛

 

هنگامی که نوجوان منظم، دچار بی نظمی می شود؛

 

هنگامی که بچه های درستکار، دست به کارهای خلاف می زنند؛

 

هنگامی که بچه های سالم، دچار خستگی مفرط می شوند.

 

گفتنی است هیچ یک از این تغییرات، به تنهایی نشانه اعتیاد نوجوان یا جوان و بیانگر مصرف مواد مخدر نیست، بلکه در درازمدت، الگویی شامل تعدادی از این رفتارها می تواند موجب نگرانی والدین شود. مراقبت های پیشگیرانه، نیازمند گوش به زنگ بودن برای نظارت های لازم است.1

1. همان، صص23و24.

 

راهکارهای مؤثر در پیشگیری

راهکارهای مربوط به پیشگیری، در بیست سال گذشته بسیار تغییر کرده و چندین راهکار به صورت ترکیبی به گونه ای موثر به کار گرفته شده که این راهکار عبارت است از:

 

عرضه اطلاعات: در این راهکار درباره ماهیت و گستره اعتیاد و مصرف الکل، تنباکو و دیگر مواد مخدر به افراد آگاهی داده شده و پی آمدهای آن بر افراد، خانواده ها و جوامع بررسی می شود. همچنین درباره خدمات، برنامه ها و سیاست های پیشگیری، اطلاعاتی عرضه می شود. به کمک این روش بر هنجارها تأکید ویژه ای می شود.

 

آموزش پیشگیری:هدف از این راهکار تأثیر بر زندگی بحران زده و آموزش مهارت های اجتماعی همچون تصمیم گیری، مهارت های مربوط به پرهیزکردن، تحلیل بحران (برای مثال در برابر پیام های رسانه ها) و توانایی های سازمان یافته و مربوط به قضاوت است.

 

مؤلفه های جای گزین:هدف از این راهکار شرکت دادن افراد در فعالیت های مربوط به جلوگیری از مصرف الکل، تنباکو و دیگر مواد مخدر است. فعالیت های سازنده و سالم، افراد را به سوی خود مجذوب می سازد و در غیر این صورت، نیازهای کاذبی چون مصرف الکل، تنباکو و دیگر مواد مخدر جای گزین آنها خواهد شد.

 

در جوامع بسیار ثروتمند یا بسیار فقیر، به دلیل کسالت ناشی از ثروت بسیار یا افسردگی ناشی از فقر بسیار، تنها چیزی که جوانان را ارضا می کند، مصرف مواد مخدر است. شاید تنها راه منطقی، افزایش تعداد گزینه های گوناگون برای جوانان است. فرصت های اجتماعی، معنوی، تفریحی، هنری، تحصیلی، خدماتی و شغلی می توانند جایگزین های سالمی برای سرگرمی های پوچ ناشی از مصرف مواد مخدر باشد.1

 

شناسایی و ارجاع مسئله: هدف از این راهکار، شناسایی، آموزش و مشاوره با جوانانی است که در سنین پایین در مصرف تنباکو، الکل یا مواد مخدر برای بار نخست افراط می کنند. فعالیت هایی که در این راهکار صورت می گیرد، شامل نظارت بر تمایلات مصرف مواد مخدر و ارجاع به درمان پیشگیرانه برای مهار این تمایلات است.

 

فرآیند مبتنی بر اجتماع:هدف از این راهکار توانمند ساختن جامعه برای انجام دادن فعالیت های پیشگیرانه و خدمات درمانی در زمینه مصرف الکل، تنباکو و دیگر مواد مخدر به گونه ای مؤثرتر است. این فعالیت ها عبارتند از: سازماندهی، برنامه ریزی، افزایش کارایی و مؤثر بودن اجرای خدمات، همکاری میان آژانس ها، برقراری ائتلاف و ایجاد شبکه. ساختن گروه های اجتماعی سالم، انتخاب زندگی سالم را ترویج خواهد داد.

 

رویکرد محیطی:در این راهکار، تحولات نوشته یا نانوشته، استانداردها، قوانین و گرایش های جامعه عملی می شود و رواج الکل، تنباکو و دیگر مشکلات مربوط به اعتیاد تحت تأثیر قرار می گیرد. از میان این موارد می توان به قوانین محدود ساختن دست یابی به این مواد، افزایش قیمت و اِعمال گسترده در جامعه اشاره کرد.2

 

تغییر نگاه:از رویکردهای پیشگیرانه، تغییر نگاه و باور نسبت به مصرف مواد مخدر است. نگاه مثبت و تفریحی به مواد مخدر موجب می شود هم خود فرد به مصرف رو بیاورد و هم دیگران را به استفاده از آن تشویق کند. بر اساس بررسی های صورت گرفته، عامل شیوع مواد مخدر در جامعه، نه معتادان سنگین، بلکه مصرف کنندگان تفریحی مواد هستند؛ زیرا نگاه مثبت و بدون خطر به این مواد را دامن می زنند. بر این اساس، در شروع اپیدمی اعتیاد، نه معتادان سنگین، بلکه نخست مصرف کنندگان سبک باید درمان شوند و حتی درمان مصرف کنندگان سنگین در زمان رشد شیوع اعتیاد در درازمدت، اثر عکس بر روی همه گیری اعتیاد خواهد داشت. این امر ضرورت سیاست گذاری مدون و منعطف برای درمان این بیماری را روشن می کند.3 با نگاه دقیق و منطقی به پدیده اعتیاد و مصرف مواد مخدر، فرد خود را روی لبه تیغ می ببیند و درمی یابد که ممکن است حتی یک بار استفاده از مواد، به از دست دادن زندگی و زیبایی های حاصل از آن بینجامد. بنابراین، دیگر نام تفریح بر آن نخواهد گذاشت. چنانچه نگاه افراد جامعه به اعتیاد به عنوان یک مرگ تدریجی باشد، جایی برای لذت در این نگاه باقی نخواهد ماند.

 

توجه به نقش پیشگیرانه دین:رویکرد اصلی دین در رویارویی با هر پدیده ای، پیشگیرانه است. خداوند از مؤمنان می خواهد خود و خانواده شان را از عواقب شوم و بد نگه دارند4 و به دست خود، خویش را به تباهی نیفکنند.5 بر اساس آموزه های دینی، بدن انسان امانتی در دست اوست و وی حق هیچ گونه آسیب رساندن به بدن خود را ندارد و از مصرف تمام چیزهایی که سبب زیان دیدن جسم و جان آدمی است، منع شده است. در نگاهی دیگر، دین اسلام انسان را از هر گونه زیان و آسیب رساندن به خود و دیگران منع می کند و با تعیین مجازات هایی، مانع فعالیت های سوداگران مرگ می شود. دین اسلام، ژرف نگری دین، پیشگیری از حوادث ناخوشایند و بدفرجامی را حتی پیش از تولد فرد می بیند و در دو جنبه وراثتی و محیط، با بیان قوانین شرعی، افراد را به سوی سلامت و سعادت فرا می خواند. برای مثال، اسلام نقش خانواده را در بروز تبهکاری و انحراف یا سعادت و هدایت بسیار مهم دانسته و به پیروان خود و همه انسان ها برای بهسازی نسل، توصیه های پیشگیرانه ارزشمندی کرده است.6

1. همان، ص 9.

2. مواد مخدر؛ نگاهی اجمالی، ص 302.

3. راهنمای شناخت و درمان اعتیاد در ایران، صص66 و 67.

4. نک: تحریم: 6.

5. نک: بقره:195.

6. مهدی علیزاده، نقش اسلام در پیشگیری و کاهش بزهکاری، صص90 و 91.

 

رویکردهای درمانی

رویکرد های درمانی که بر نظریه های جامعه شناختی و روان شناسی اجتماعی مبتنی هستند، بیشتر بر اجتماعی شدن تأکید دارند؛ یعنی توجه به ارزش های اجتماعی یا تسلیم شدن در برابر فرهنگی که به شدت مخالف مصرف مواد است. برای مثال، بر اساس الگوی فشار اجتماعی، نوجوانان مصرف مواد را هنگامی شروع می کنند که در برابر فشارها و مشکلاتی قرار می گیرند که در خانواده، مدرسه، گروه همسالان و اجتماع بر آنها تحمیل می شود و اگر نوجوانان، اعضای شبکه های طرفدار جامعه و شبکه های حمایت اجتماعی باشند، بیشتر برگشت پذیر خواهند بود. (رودز و جسون، 1990: 396)1

 

پژوهش های علمی بر مجموعه ای از اصول بنیادین مبتنی هستند که ویژگی درمانی صحیح به شمار می روند. این اصول عبارتند از:

 

شیوه های درمانی فردی برای همه افراد مناسب و مفید نیست. مشابه شمردن زمینه های درمان و خدمات ارائه شده برای مسائل و نیازهای فردی، خطرناک است.

 

نیازهای درمانی بایستی به آسانی در دسترس باشند. بی شک، اگر شیوه های درمانی به آسانی در دسترس نباشد، پی آمدهای آن چندان پایدار و مداوم نیست.

 

درمان کارا و پایدار، بیشتر برای پاسخ گویی به نیازهای متعدد فرد است، نه مصرف مواد فرد. درمان باید افزون بر مصرف مواد، مسائل قانونی، کاری، اجتماعی، روان شناختی و پزشکی را در برگیرد.

 

نیازهای درمانی، انعطاف پذیر است و ارزیابی های مداومی را از نیازهای شخصی فراهم می آورد که در طول دوره های درمانی متغیر است.

 

تداوم درمان در یک دوره زمانی، برای درمان مؤثر حیاتی است. زمان به نیازهای فردی وابسته است. در حقیقت، بهبود کامل به حدود سه ماه زمان نیاز دارد. درمان متناوب، پیشرفت های بیشتری را به دنبال دارد. چنین پیشرفت هایی شامل استراتژی های منع و جلوگیری نیز می شود.

 

مشاوره های فردی یا گروهی و درمان های رفتاری دیگر، از اجزای مؤثر درمان اعتیاد به شمار می رود. در مشاوره، افراد انگیزه های خود را بیان می کنند و نیز مهارت هایی را برای مقاومت در برابر مواد مخدر به دست می آورند و فعالیت های دیگری را جای گزین مصرف مواد می کنند. همچنین، مهارت های حل مسئله خود را بهبود می بخشند و در نهایت تسهیلاتی برای روابط فردی کسب می کنند.

 

دارو، عنصر مهم درمان برای بسیاری از بیماران به شمار می رود؛ به ویژه زمانی که با مشاوره و درمان های رفتاری دیگر همراه باشد. متادون وLAAM به اشخاص کمک می کند، زندگی شان را تثبیت و مصرف مواد را کم کنند. نالتریکسون برای برخی معتادان به تریاک مؤثر است و برخی معتادان به الکل، در مشاوره ها وابستگی خود را به الکل کاهش می دهند.

 

افراد معتاد یا مبتلا به سوءمصرف مواد مخدر، با اختلالات بسیاری روبه رو هستند که باید به شیوه منسجمی درمان شوند.

 

زهرزدایی، نخستین مرحله درمان اعتیاد است. بنابراین، در طولانی مدت کمتر تغییر می کند. زهرزدایی، شدت نشانه های فیزیکی ترک اعتیاد را کنترل و تنظیم می کند و بسته به افراد، پیش درآمد اعتیاد به مواد مخدر است.

 

درمان، نیازمند اراده و اختیار تأثیرپذیری نیست. تضمین ها یا وسوسه های موجود در محیط های خانوادگی، محیط شغلی و نظام قضایی و جنایی می تواند درمان متوقف سازی و موفقیت در کنترل مصرف مواد را تحت تأثیر قرار دهد.

 

مصرف مواد مخدر باید در طول درمان، به طور مداوم مورد آزمایش قرار گیرد. برای مثال آزمایش مواد مخدر و تجزیه و تحلیل آن در طول درمان، به اشخاص کمک می کند تا در برابر تمایل شدید به مصرف مواد مقاومت کنند. افزون بر این، چنین کاری می تواند شواهد بیشتری را برای مصرف مواد فراهم آورد تا درمان بتواند با فرد، سازگارتر و در برابر وسوسه مصرف مؤثرتر و مقاوم تر باشد.

 

برنامه های درمانی باید مبتنی بر تشخیص و آزمایش ایدز، هپاتیتB وC، سل و نیز بیماری های واگیردار دیگر باشد و به اصلاح و تغییر رفتارهای فردیی بینجامد که دیگران را در معرض ابتلا قرار می دهد. مشاوره از شیوه هایی است که به افراد کمک می کند خود را در برابر رفتارهای پرهزینه و خطرناک حفظ کنند و به افراد مبتلا به بیماری های واگیردار کمک می کند، بیماری شان را بشناسند و درمان کنند.

 

بهبودی اعتیاد به مواد مخدر می تواند، فرآیند طولانی مدت و در بیشتر موارد، دوره های متعددی دارد. حتی ممکن است ابتلا به مواد مخدر یا تشدید آن، پس از پایان مراحل درمانی روی بدهد. در اینجا مشارکت در برنامه های حمایتی و خودیاری در طول درمان به بهبودی کمک می کند.2(Nida عجل الله تعالی فرجه الشریف یادداشت]، 1999)

1. مواد مخدر؛ نگاهی اجمالی، ص206

2. همان، صص247 و 248.

 

منابع

داجن، چارلز ابی، و دبلیو و مایکل شی، روان شناسی اعتیاد، ترجمه: بایرام علی رنجگر، تهران، نشر روان، چاپ اول، 1383.

اختیاری، حامد و دیگران، راهنمای شناخت و درمان اعتیاد در ایران، تهران، انتشارات ارجمند، چاپ دوم، 1389.

لتیری، دن جی، نظریه های سوء مصرف مواد مخدر، به کوشش: محمد علی زکریایی، تهران، انتشارات جامعه و فرهنگ، چاپ اول، 1384.

بهاری، فرشاد، اعتیاد، مشاوره و درمان(راهنمای تغییر رفتار اعتیادی در معتادان)، تهران، نشر دانژه، چاپ اول، 1388.

پیکهارت، کارل، کلیدهای پیشگیری و مقابله با اعتیاد در نوجوان و جوان، ترجمه: مسعود هومان، تهران، انتشارات صابرین، کتاب های دانه، چاپ پنجم، 1383.

سالاری فر، محمدرضا، خانواده در نگرش اسلام و روان شناسی، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها(سمت)، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ دوم، 1386.

آذربایجانی، مسعود و دیگران، روان شناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ اول، 1382.

علیزاده، مهدی، نقش اسلام در پیشگیری و کاهش بزهکاری، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، چاپ اول، 1382.

کلمن، ورنان، اعتیاد چیست و معتاد کیست؟، ترجمه: محمدرضا میرفخرایی، تهران، نشر اوحدی، چاپ سوم، 1381.

ابادینسکی، هوارد، مواد مخدر؛ نگاهی اجمالی، ترجمه و تدوین: زیر نظر محمدعلی زکریایی، تهران، انتشارات جامعه و فرهنگ، چاپ اول، 1384.

کلمات کليدي:

مواد مخدر - مصرف مواد مخدر -   اعتیاد -   معتاد - نوجوان - درمان - مبارزه با مواد مخدر